بردیا و بلفی
هفته پیش دوستای بابا پیمان میخواستن بیان خونمون ، ما هم چون خونه مون هنوز برای پذیرایی از مهمان آماده نشده بود مهمون ها رو بردیم ویلا ...مانی پسر عمو پوریا 10ساله و 7سال از بردیا جونم بزرگتر بود به همین خاطر زیاد با هم بازی نکردن البته چند تا فیلم کارتون با نگاه کردن ...... اما مژگان جون (خانوم عمو پوریا) یه سگ سفید به اسم بِلفی داشت که با بردیا جونم دائم در حال جنگیدن بودن ....وقتی بلفی میومد توی خونه بردیا میپرید روی میز غذا خوری تنها جای که بلفی دستش به بردیا جونم نمیرسید.... تموم این جنگ و دعوا ها از اون جا شروع شد که بردیا جونم ریسه تزیینی تولدش که هنوز توی ویلا بود رو روی سر بلفی انداخت &nbs...
نویسنده :
مامی
14:30








